ویرایش چیست؟

حرف‌های ما دربارۀ ویرایش از عصری شروع شد که به خانه رسیدم و دیدم با قیافه‌ای نسبتاً گرفته نشسته و شبکه‌های تلویزیون را بالا و پایین می‌کند. گفتم:

– خدا بد نده، داری تلویزیون نگاه می‌کنی.

با شانۀ چپش به کتاب روی میز اشاره کرد. سه‌شنبه‌ها با موری نوشتۀ ‌میچ آلبوم که دیروز باذوق‌وشوق نشانم داده بود. از نمایشگاهی که تو دانشگاه‌شان راه انداخته بودند، خریده بود. از همان قیمت و کیفیت پایین چاپ می‌شد برخوردن به این حالت را پیش‌بینی کرد.

– خب همینه دیگه عزیزم، جنس ارزون بی‌حکمت نیست. البته این ذوق کورشدۀ تو هم که با کتف چپت بهش اشاره کردی، مطلقاً به کتف چپ ناشر و مترجم نیست.

– غلط املایی، جمله‌های نامفهوم. وای! باورت می‌شه یه پاراگراف رو چهار بار خوندم تا فهمیدم نویسنده چی می‌خواسته بگه؟ تازه اگه درست متوجه شده باشم. حیف پولم…

– حیف نون، حیف نون خشک.

خنده‌اش که در آمد، رفتم کتاب را برداشتم. نه ویراستار داشت، نه نمونه‌خوان. گفتم:

– کاش همین حیف‌حیف‌ها رو براشون توی یه برگه می‌نوشتی و با خود کتاب می‌فرستادی به دفتر نشرشون.

– کاش می‌‌شد ویرایش‌شده‌اش رو بفرستیم.

– فکر خوبیه ها؛ ولی اگه ویرایش بلد باشی.

– تو که بلدی.

– آخه گلودرد می‌گیری عزیزم. من تو بهترین حالت می‌تونم ماهی‌گیری یادت بدم. اصلاً بگو ببینم فکر می‌کنی ویرایش چیه؟

– همین کارهایی که تو روی متن انجام می‌دی تا وقتی من کتاب رو می‌خونم این‌طور حرص نخورم. همین که حال کتاب خوندن رو نمی‌گیره. ذوق آدم با صورت نمی‌خوره به دیوار جملات نامفهوم و ترجمۀ ضعیف و اشکال‌های نگارشی.

– احسنت به این تعریف دقیقت. بذار خودم بگم بالام‌جان. ویرایش به مجموعۀ کارهایی گفته می‌شه که ویراستار برای اصلاح اشتباه‌های نگارشی و دستوری انجام می‌ده و سعی می‌کنه با درست کردن همۀ اشکال‌های متن و البته با حفظ سبک نویسنده، به خواننده منتقل کنه. از طرف دیگه، می‌شه ویراستار رو حلقۀ اتصال بین نویسنده و ناشر هم در نظر بگیریم.

ویرایش چیست؟

– خب این تعریف که خیلی کلی شد؛ پس این‌هایی که پای تلفن به همکارهات می‌گیه چیه؟ ویرایش صوری و ویرایش زبانی و ویرایش فنی و نمونه و مقابله و این‌ها.

– نمونه نه، نمونه‌خوانی…

– حالا همون.

– ویرایش صوری و فنی هم یکیه.

– بیا و ملانقطی نباش. می‌شه؟

– خب ببین، نیاز متن، خواستۀ نویسنده یا مترجم یا سفارش‌دهنده، و البته روند کار ناشر، نشریه یا مجموعه‌ای که قراره کار رو منتشر کنه، همه روی انتخاب نوع ویرایش تأثیر می‌ذاره؛ مثلاً فکر کن تو همین کتاب رو می‌آری می‌دی به من و می‌‌گی حورا خانم رضایی، من قصد انتشار این کتاب رو دارم. متن رو بررسی کن و نظرت رو به من بگو.

– بعد تو چی می‌گی؟

– مطمئناً خیلی دلم می‌خواد اول از همه ازت بپرسم اجازۀ نویسنده رو داری؟ که خب الان نمی‌خوام وارد بحث کپی‌رایت بشم. بر فرض ـ متأسفانه ـ محال فکر می‌کنیم که تو اجازۀ کتبی ایشون رو داری. بعدش من متن اصلی و ترجمه‌شده رو ازت می‌گیرم. چند صفحه‌ای از متن در هر دو زبان رو با هم مطابقت می‌دم تا ببینم سطح ترجمه چطور بوده. شاید بد نباشه از چند جای مختلف کتاب متن رو بردارم برای این کار.

– چرا؟ خب بالأخره که باید از اول شروع کنی.

– این‌طوری احتمالاً نتیجه‌گیری دقیق‌تره؛ چون هم معمولاً ابتدای اثر داستانی که همه‌ چیز تازه است، متن برای خواننده خیلی روشن نباشه و مترجم هم به این مشکل برخورده باشه؛ ولی رفته‌رفته کارش بهتر شده باشه.

– یا شاید هم اول کار انرژی بیشتری داشته باشه و ترجمۀ بخش‌های اول کتاب باکیفیت‌تر باشه. یا حتی بیا بدبین باشیم؛ شاید بخواد با ترجمۀ خوب اول کار گول‌مون بزنه.

– احسنت!

– بعدش چی؟

– جونم برات بگه بعدش متن فارسی رو می‌خونم و شاید چند صفحه‌ای ویرایش کنم تا بهتر دستم بیاد سطح کار چطوره. درنهایت بهت نتیجه رو می‌گم؛ مثلاً ممکنه بگم متن رو باید به مترجم برگردوند یا مترجم‌ویراستار باید کل متن فارسی رو با متن اصلی تطبیق بده. بعدش هم ترجمۀ صوری و زبانی رو شروع می‌کنیم و بعدش کار حداقل یه دور نمونه‌خوانی می‌شه و می‌ره دست ناشر تا مترجم دوباره کتاب رو بخونه و نکته‌هایی که وقت ویرایش براش نوشته، اصلاح کنه. متن که برگشت دوباره نمونه‌خوانی می‌شه و می‌ره برای صفحه‌آرایی و بعد از اون هم نمونه‌خوانی نهایی انجام می‌شه و می‌ره برای چاپ.

– طراحی جلد و نوشتن معرفی پشت کتاب چی؟

– توی ایران گاهی برای این بخش‌هایی که گفتی از ویراستار نظر می‌خوان، نه همیشه.

– البته دقت کردی باز هم نگفتی ویرایش صوری و زبانی و نمونه‌خوانی و این‌ها یعنی چی؟

– خواهم گفت بالام‌جان. خواهم گفت.

6 دیدگاه روشن ویرایش چیست؟

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

سایدبار کشویی

دسترسی آسان